تبليغاتX
چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

می خوام تو رو ببینم نه یکبار نه صدبار به تعداد نفس هام

تو کره عسل منی رو بیسکویت ترد

 

۱.این عید خیلی بزرگ رو بهتون تبریک میگم. هر چند یکم دیر شده اما این عید اونقد بزرگ و خداییه که هنوز دیر نشده

۲.یدفه یادم اومد چقد کره عسل با بیسکویت ترد از بچگی دوست داشتم...

۳.روحیه ام این روزا خیلی داغون و خرابه. هرچند یه وقتایی مثل الان یدفه حالم خوب میشه و امیدوار میشم...

۴.جوجووووووووووووووووووووووووو! کمممممممممممممممممممممممک

+نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت19:49توسط خاکستر همیشه داغ | |

loving you

not seeing you

not seeing any kindness from you

crying for you

these are all which make me stopped

which doesnt let me prepare myself to study or to work

i feel as if im a burden on my family

im no more than a dead person

im tired

im stopped

 

 

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت19:45توسط خاکستر همیشه داغ | |

تو را که نگاه می کنم

انگار چشمانم نوازش می شوند

+نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت16:23توسط خاکستر همیشه داغ | |

دیگر دیوانگی خود را انکار نمی کنم

تو باز هم بگو توهم داری

و من می گویم در خواب هم توهم دارم

آنقدر گوش به زنگ تلفن در انتظارت شب را به روز و روز را به شب رسانده ام که گاهی با صدای زنگ از خواب می پرم

با شوق غیرقابل وصفی به سمت تلفن روانه می شوم

تلفن را که نگاه می کنم می بینم هیچ کس زنگ  نزده

پس این چه صدایی بود؟ مطمئنم زنگ تلفن خودم بود!

این است که دیگر در خواب هم توهم دارم

 

پ.ن:منظور از تلفن همون موبایل هست.

پ.ن:حتی برای نوشتن این متن کوتاه هم نتونستم جلوی اشکمو بگیرم.

پ.ن:تا حالا چند بار این مسئله برام پیش اومده.

 

+نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت10:43توسط خاکستر همیشه داغ | |

دیوونه شدم از بس شبحتو همه جا دیدم

بسه دیگه!

خودت بیا

پ.ن:ولی بی شوخی اعصابم خرده.

 

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت14:35توسط خاکستر همیشه داغ | |

سکوت که می کنی انگار به من هم می گویی: ساکت

این بار من هم سکوت می کنم

که هر چه فریاد کردم نفهمیدی

هر چه خودخوری کردم نفهمیدی

باز هم خودخوری می کنم اما با سکوت و اشک

لعنت به این سکوت و اشک دردناک

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت1:1توسط خاکستر همیشه داغ | |

I want my sweet paradise

To breathe in your perfume is paradise

 

Paradise is what I’m waiting for always

And to see you every night and day

 

Paradise is living beside you

And it is walking beside you

 

Paradise is to make you happy

Or when baby you make me happy

 

Let me just tell you in brief

Paradise is you my lief

 

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت18:23توسط خاکستر همیشه داغ | |